سفارش تبلیغ
صبا

طوفان ساعت 3 جمعه 87/3/17 ساعت 12:42 صبح

آغاز ابرها در ساعت 1 است به وقت نجف

کمی پس از 2 باران گرفت در کنار بقیع

درست ساعت 3 طوفان شد در کربلا

حالا به ساعت من فقط کمی به لحظه موعود مانده است...

...و اکنون ساعت ظهور نزدیک است و خورشید منتظر طلوع

پرده را کنار بزن و پنجره دلت را باز کن که این باغچه سالهاست که منتظر نور است.
و تا نور به این غنچه نتابد،گل شکوفا نشود.کدام غنچه!غنچه عقل که فرمودند در آخرالزمان عقلها کامل شوند.
کدام غنچه!غنچه غیرت،غنچه همدلی وصداقت،غنچه...
ساعتهایتان رابا ساعت من تنظیم کنید،طوفان در راه است.
کارها را متوقف کنید.از کاخها بیرون بیائید به کوخها پناه برید.
زنگ بیدار باش به صدا در آمده است.باج گیران،رباخواران دغل بازان...بیدار شوند
دزدان غیرت،دزدان سیاست،دزدان دین،دزدان ناموس...مراقب باشید طوفان در راه است.به ساعت من چیزی نمانده.
تا اطلاع ثانوی از گران فروشی،چاپلوسی،دروغ،احتکار و فروختن دین به نرخ روز حتی به شما دوست گرامی معذوریم.
توجه:

صاحبان کارخانه ها حقوق کارمندان خصوصا کارگران را زود تسویه کنند.

محتکران اجناس را از انبارها بیرون بیاورند فرصتی نمانده است.

سیاست بازان اعتراف کنند شاید قبول افتد.
آنها که درس می خوانند و کار نمی کنند و انهایی که کار می کنند و درس نمی خوانند.

آنهایی که کار می کنند و خسته نمی شوند وآنهایی که کار نکرده برای رفع خستگی به شمال رفته اند همه خود را اماده کنند ...

شعار سیاسی ممنوع!
برای دخل خرجمان و خرج دلخمان 3 دقیقه فرصت داریم کسی هست آگهی تبلیغی داشته باشد.

دستها بالا،بسوی آسمان،سرها پائین،صداها لرزان،بر چشمانت التماس کن برای هر قطره اش کارگردان چک سفید امضا کرده است.
دلت را از انبار اجناس،امتحان پایان ترم،کنکور سراسری،دختری که هنوز به خواستگاریش نرفته ای،رنگ خانه ای که نخریده ای

حقوق کاری که هنوز استخدام نشده ای ...خالی کن.\
و خود را برای لمس نسیمی از ظهور اماده کن.

و بخوان با من که:

عرصه تنگ است و راه دشوار

ما مسلمانیم،حواست کجاست،حواست کجاست 

دیروز تو را در صف منتظران،دعای ندبه ندیدم.مهدی(عج)تنهاست،مامسلمانیم حواست کجاست.حواست کجاست                            


: یک طلبه با عبای مشکی

تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم ()

حرفهای بعدی شنبه 86/11/27 ساعت 2:59 عصر

ان شاءالله اگه زنده باشم در روزهای دیگه حتما خواهید خواند که:

1_چگونه دیگران را به خود جذب کنیم (قسمت دوم)

2_  ما کی هستیم:کجا هستیم:چی می خونیم:چی می خوریم و..(2)

3_طلبه ها به سربازی می روند.ژژ

راستی به امید خدا مقاله تبلیغ مدرن را که چند سال پیش نوشتم را هم می ذارم

در تبلیغ مدرن می خوانید: عکس آرنولد را می بینی با سلاح پیشرفته زیر آن نوشته شده بود :اسلام دین خشونت است

گفتم در نهروان چه کسی پیروز شد؟ گفت نمی دانم شاید آث میلان

گفتم با خدا تماس داری گفت شماره موبایلش را ندارم اگه تاجر معروفیه بده شاید به دردم خورد

گفتم ریش پرفسوری برای چه گفت:............................ژ

این برگ سبزی بود تحفه درویش خلاصه اگه به دلتون ننشست فقط مواظب باشید که دل منو نشکنید .تا توانی دلی به دست آور که؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دل شکستن هنر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نمی باشد.

وعده ما پنجشنبه هین هفته یا علی

ارادتمند:یک طلبه با عبای مشکی


: یک طلبه با عبای مشکی

تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم ()

چگونه دیگران را به خود جذب کنیم پنج شنبه 86/11/25 ساعت 2:54 عصر

یکی از نکات مهم و اساسی که عامل موفقیت وجذب افراد به خود و یا به مذهب و ... می شه نوع رفتار ما است.با برخورداری از یک الگوی صحیح در رفتار و گفتار ما می توانیم دیگران را به خودمون علاقمند کنیم.اگر رفتار و گفتار و حتی نوع نگاه کردن ما همراه با محبت و عشق باشه

می توانیم به راحتی دیگران را به خودمون علاقمند کنیم و به یک آرامش روحی دست پیدا کنیم.ما اگه محیط پیرامون خودمون را و افرادی که با ما در یک جامعه زندگی می کنند و بالاتر از آن حیوانات را هم دوست داشته باشیم و به آنها محبت کنیم همین مسئله باعث ایجاد نشاط و امیدواری در ما می شه.به قول شاعر:به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست   عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوستژ

شعرای فارسی زبان عشق را اکسیر می نامند.آنها این اصطلاح را استخدام کردند و گفتند ان اکسیر واقعی که نیروی تبدیل دارد عشق و محبت است.زیرا عشق است که می تواند قلب ماهیت کند.عشق مطلقا اکسیر است و خاصیت کیمیا دارد:یعنی فلزی را به فلز دیگر تبدیل می کند.

مردم هم فلزات مختلفی دارند.

از جمله آثارعشق نیرو و قدرت است.محبت نیرو آفرین است.جبان را شجاع می کند.عشق است که از بخیل بخشنده و از کم طاقت و ناشکیب متحمل و شکیبا می سازد.

اثر عشق از لحاظ روحی در جهت عمران و آبادی روح است و از لحاظ بدنی در جهت گداختن و خرابی.اثر عشق در بدن درست لاغری اندام وسقم و اختلال هاضمه و اعصاب است.

خوب حالا این عشق خوب است یا نه و اینکه چه عشقهایی ماندگار و دارای خواص مثبت و کدام دارای خواص منفی است را بعد براتون می گم

اما پس نوع رفتار ما همراه با محبت و مهربانی باعث جذب افراد می شه. برای ایبکه خسته نشید یه خاطره براتون می گم و آن اینکه:

 یک خاطره

در یکی از سفرهایی که ما طلبه ها در ایام محرم و ماه رمضان برای تبلیغ و بیان دستورات اسلامی می رویم وارد یکی از شهرهای همین مرز و بوم شدم حالا کجا بماند مهم نیست. بچه ها با من خیلی صمیمی  و دوست بودند و حرفاشون را به راحتی به من می زدند.  روزی یکی از بچه که دانشجو بود آمد پیش من و از دوست و رفیقش که دبیرستان درس می خواند شروع کرد به گله و شکایت کردن که نماز جماعت نمی یاد و رفتارش چنین و چنانه و از من راهنمایی می خواست و من هم مطالبی را بهش گفتم.یه روز که توی خیابان با همین دوستمون و چند تای دیگه داشتیم می رفتیم یه جوان را به من نشان داد وگفت همون کسی است که دربارش با شما مشورت کردم. خلاصه اونو صدا زد و که طرف ما بیاد و آنهم هاج و واج که چیکار با من دارندو....

همینکه نزدیک آمد با یک نگاه سرشار از سوال سلام کرد و من هم با گرمی جوابش را دادم.رفیقش شروع کرد که بله شما بهش یه چیزی بگیدو........ من بهش گفتم چه اشکالی داره بچه به این خوبی. گفت شما بکید چرا نماز جماعت نمی یاد؟

گفتم خوب شاید دوست نداره و یا ما رو قابل نمی داند و شاید جای دیگه می ره و از این حرفا وشروع به دفاع کردن از اون بنده خدا کردم.

آونم که جا خورده بود هم از حرفای رفیقش جلوی من و هم از دفاع کردن من از اون یه نگاه به رفیقش می کرد و صحبتهای منو تایید می کرد. بنده خدا که اصلا انتظار نداشت اینطوری برخورد بکنم وقتی که دید دیگه هیچ حرفی نداره گفت خوب آنها به کنار شما بگو چرا این یقه اش را باز می ذاره(بلا فاصله از ترس دگمه خودشرا تا اخر بست)منم در جواب گفتم چه اشکالی داره زیرش پیرهن پوشیده و بدنش پیدا نیست و همین اندازه کافیه

شما تصور کنید که اون جوان دبیرستانی از دفاع کردنهای من جلوی دوستش که اصلا انتظارش رو نمی کشید چه احساسی پیدا کرده بود و خلاصه منم بی توجه به حرفهای دیگه به رفیقش گفتمبی خیال حرفای این از خودت بگو.....ژ

شما چی تصور می کنید که بعد از این جریان چی شد؟

 خدا شاهده از روز بعد دیدم آمده نماز جماعت و خیلی به من ابراز محبت می کنه به دوستاش گفته بود من یه رفیق طلبه ندارم اونم اینه

حالا هم که سالی از آن جریان می گذره هنوز با هم دوست هستیم و من به داشتن اینچنین دوستانی افتخار می کنم

(به خاطر اینکه بعدا حتما این مطالب را خواهند خواند من از درج اسمشون پرهیز کردم و اگه بعدها اجازه دادند با اسم آنها رو خطاب خواهم کرد

نمونه از این داستانها زیاد دارم ولی دیگه از تایپ کردن خسته شدم. تا بعد ...

ارادتمند:یک طلبه با عبای مشکی


: یک طلبه با عبای مشکی

تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم ()

من نماینده خدا نیستم پنج شنبه 86/11/25 ساعت 1:50 عصر

سلام به همه دوستان :
چه انهایی که الان دوست هستیم و چه کسانی که در آینده دوست می شیم

سخنم را با کلام گهربار مولا علی علیه السلام آغاز کنم که فرمودند:

(دوست خود را دور از افراط و تفریط دوست بدار زیرا ممکن است روزی با تو دشمن شود و دشمن خود را نیز بطور اعتدال مورد دشمنی قرارر ده چرا که ممکن است روزی دوستت گردد.)

من نماینده خدا نیستم من یک طلبه هستم که برای شناخت مذهبم و رسیدن به شرچشمه معرفت و حقیقت عبودیت و بندگی پا به این عرصه گذاشتم.حال تا چه اندازه به آن نزدیک شدم و شناخت پیدا کردم بماند.

شاید بعضی ها پیش خودشون بگن اینجا هم دست از سر ما بر نمی دارند و آمدن که منبر برند و شاید بعضی دیگه خیال کنند که من با ایجاد این وبلاگ آمدم درد و دلهای خودم را بیان کنم و شایدم از یه ارگان دولتی حقوق می گیرم تا از روحانیت دفاع کنم و..................

سرتون رو درد نیارم من نه امدم منبر بروم و نه درد ودلهام را باکسی مطرح کنم(چون راه درد و دل را بلدم که کجا و با چه کسی درد و دل کنم که هم بشنود و هم ندای مرا لبیک گوید که من هم نه ترس از افشای آن به غیر را داشته باشم و نه در انتظار به رخ کشیدنش باشم)

...من فقط از وادی طلبگی و دنیای آنها با شما صحبت می کنم تا شاید خیلی از افرادی که شناخت به این وادی ندارند و یا اگه دارند خیلی ناقص و است بدانند آنچه را که باید...

از انتقاد ناراحت نمی شم منتظر پیشنهادات شما هستم حرف سیاسی نمی زنم(هر چند دین از سیاست جدا نیست) از رفتار کسی دفاع نمی کنم اعمال بعضی دیگر را توجیه نمی کنم دست مخالفین را به گرمی می فشارم از درج نظرات توهین آمیز

معذورم سوالات اعتقادی اخلاقی فقهی در حد توانم جواب می دهم واین مطلب ار از اول در مقابل کسانی که بعدها با بیان نظرات خودشون به این وبلاگ گرمی می دهند تنها این جمله که برگرفته از روایات اسلامی است را بیان می کنم که:

     اگه شما راست می گوئید خدا مرا ببخشد و اگر من راست می گویم خدا شما را ببخشد

ارادتمند: یک طلبه با عبای مشکی


: یک طلبه با عبای مشکی

تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم ()


ِْلیست کل یادداشت های این وبلاگ

به یاد دوران وبگردی
امضاء از یک هنرمند
ساخت ایمیل
تبلیغ مدرن 2
تبلیغ مدرن1
چگونه می خوای جوابش رو بدی
روز افتخار نسل نوع انقلاب
رفتار عمر با زنان
استدلال به غیرت عرب
تقدیم به مادر پاکیها 2
تقدیم به بانوی پاکیها1
چند معمای فکری
معرفی کتاب
تقدیم به رهبر عزیزم
یک قرار عاشقانه
[همه عناوین(75)][عناوین آرشیوشده]

خانه
مدیریت
پست الکترونیک
شناسنامه
 RSS 
 Atom 



:: کل رفقای من::
122637


:: رفقای امروز ::
11


:: رفقای دیروز ::
5



:: درباره حقیر ::

یک طلبه با عبای مشکی

:: لینک به وبلاگ ::


:: پیوندهای روزانه::

مذهبی [6]
[آرشیو(1)]


:: آرشیو ::

طوفا ساعت 3
مشتریهای خدا
یک امام جمعه در دست اشرار
بخون و گرنه از دستت می ره
یک امام جمعه در دست اشرار
یک شیعه با سلاح قلم 1
فاطمه سرچشمه پاکیها
7. یک شیعه با سلاح قلم 2
میوه درخت طوبی
سوغات مشهد
نعمتی به نام فاصله
پرسش و پاسخ پیرامون انسان
هرگز به فکر خوشایند مردم نباش
عشق دودی
آیا کار این مرد درست است؟؟؟؟
شیخ حسنعلی نخودکی
به بهانه غربت بقیع
یک شیعه با سلاح قلم 4
کی دانشجو است؟
بیایید مجانی مهربان باشیم
نیاز من و تو چیه؟
تو ماندی من رفتم
روحانیت؟؟؟؟؟؟؟؟
امام زمان با دین جدید
عاشقانه با معشوق
الوعده وفا
مناظره
امامت در کودکی
تصاویر جدید اغتشاشات
اتفاقات در انتخابات


:: دوستان من (لینک) ::

بتلیجه
لحظه های آبی
مهندس محی الدین اله دادی
عاشق آسمونی
یادداشتها و برداشتها
.: شهر عشق :.
منطقه آزاد
رازهای موفقیت زندگی
سربازی در مسیر
عشق پنهان
گروه اینترنتی جرقه داتکو
خاکستر این شراره دیگر سرد است...
سکوت پرسروصدا
هدیه
صفحات خط خطی
مهندسی متالورژِی
آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
مناجات با عشق

exchange55
فکر نو مساوی پیشرفت
دین حق
تبلیغ ِآگهی
ESPERANCE55
تا ریشه هست، جوانه باید زد...
.:تـــــیم آی تــــــــــی:.
::::: نـو ر و ز :::::
سفر به ماوراء
سیر بی سلوک
دوستانه و صمیمانه
دفتر چه یادداشت یک خواهر طلبه
باز مانده تنها
سیری به ماوراءالطبیعه
یک سید دوست داشتنی
ثروتمند ترین مرد جهان
عاشورا
یه مخلوق
پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام دهشتی


:: لوگوی دوستان من ::






































:: بیا با هم رفیق بشیم ::

 

:: موسیقی وبلاگ::


  گزارش تصویری مراسم کانون
 
   دوستانه و صمیمانه
 
   وبلاگ برادران کانون - گروه آر وی
 
   وبلاگ ویژه سفر کربلای 82 کانون
 
   واحد دانشجویی کانون - باصر
 
   مدرسه متافیزیک کانون
  
   نگارخانه کانون - فال و تماشا
 
   آموزشگاه زبان انگلیسی کانون
 
   وبلاگ آموزشگاه زبان
 
   نمآهنگ های کانون
 
   انجمن شعر خواهران کانون
 
   واحد قرآنی خواهران کانون - فاران
 
   واحد قرآنی برادران کانون - ابرار
 
   واحد طلاب کانون
 
   ورزش و کانون
 
   واحد امداد کانون
 
   لخته های دل من
 
   معرفی کانون
 
   واصل - واحد شهدای کانون
 
   رهپویان چه خبر؟
 
   واحد هنری کانون - وری نایس
 
   وبلاگ واحد هنری کانون
 
  وبلاگ کاروان مشهد نوروز 83 کانون

 
سفارش تبلیغ
صبا
سفارش تبلیغ
صبا